
خيلي سخته که بغض داشته باشي اما نخواي کسي بفهمه
خيلي سخته که عزيز ترين کست ازت بخواد فراموشش کني
خيلي سخته که سالگرد آشنايي با غمت رو بدون حضور خودش جشن بگيري
خيلي سخته که روز تولدت همه بهت تبريک بگن جز اوني که فکر ميکني بخاطرش زنده اي
خيلي سخته غرورت رو به خاطر يک نفر بشکني بعد بفهمي دوستت نداره
خيلي سخته که همه چيزت رو بخاطر يک نفر از دست بدي اما اون بگه نه !
|
+|
نوشته شده توسط مهرشاد و شقایق در یکشنبه 20 فروردین1385 و ساعت 12:52